احضارشدگان

برای تو ، که زنده تر از مایی...

"ورود به دنیای ارواح" و "روح راهنما"

 

 

دانـم هــمـی کــه مــــرگــــــ

چــیـزی بــه جــز درنــگـــ  تـپــش هــا

چــیــزی بــه جـز درنــگــــ  نــفــس نـیــســتــــــ ...

 

انسان گمان میکند خواهد مرد، اما مرگ یک سفسطه است ...

هیچ کس تاکنون نمرده و هیچ کس تاکنون متولد نشده است...

تولد و مرگ فقط دو قسمت ماجرای زندگی جاودان هستند.

نه تولد آغاز این ماجراست و نه مرگ پایان آن...

تو پیش از تولد وجود داشتی و پس از مرگ وجود خواهی داشت... 

       

          دروازه ورود بــه دنــیــای ارواح

پس از مرگ جسم، ارواح می باید تا باز شدن دروازه ی ورود به دنیای ارواح

در انتظار بمانند...مهاجرت روح بسیار آسان صورت می گیرد.در ابتدا نوری یا

بهتر بگویم تونلی از نور که آنها عبور از آن را تجربه میکنند، راهی است به

دنیای ارواح.پس از گذشت ازتونل نور و در ادامه ی سفر روح سعی دارد که

با آرامش با محیط جدید وفق یابد تا وارد دنیای ارواح شود.روح پس از عبور

از تونل وارد دنیای ارواح می شود و این آگاهی را دارد که جسم خودرا روی

کره زمین به جا گذاشته است.پذیرش و مدت زمان لازم برای تطابق بادنیای

ارواح،بستگی به آگاهی و قبول ترک کره زمین دارد... بـرخـی ازایـن موضوع

حیرت کرده و بعضی نیز آنرا خیلی جدی میگیرند.بطور کلی این بستگی به

درجه بلوغ و تجربه ی زندگی های متعدد آنان دارد(تناسخ) ...

متداولترین واکنشیکه انجام میدهند کشیدن آهی از روی آسودگی و بیان

کلماتی مثل: "عالیه" یا "من دوباره به این محل زیبا ، به خانه ام آمده ام"،

می باشد...

توصیف ارائه شده توسط ارواح باتجربه که پس ازمرگ ، جسم را به سرعت

ترک می کنند بسیار مختصرومبهم است...اینهاارواح خوب هستندکه تعداد

آنها در کره زمین بسیار کم است...

معمولا حرکت و ترک جسم از سوی اکثر ارواح به کندی صورت مگیرد.حتی

ارواحی هستند که اصلا مایل به ترک جسم خود نیستند.کسانی که دراین

زمینه تحقیقات زیادی داشته اند دریافته اندکه اینها ارواح جوانی هستندکه

از تجربیات دوران زندگیهای گذشته کمتر برخوردار بوده اند (تناسخ) و در

نتیجه تجربه کافی ندارند . به همین دلیل هم کره زمین را به آسانی ترک 

نمی کنند.

بعضی ازارواح که هنوزازنظرعاطفی به شدت به خانواده یادوستان ونزدیکان 

وابسته اند، یا بعضی از ارواح که مرگ خود را نمی توانند قبول کنند،درابتدا

دچار ناراحتی درهنگام بازگشت به دنیای ارواح هستند و این به خصوص در

مورد مرگ در جوانی صدق می کند.ارواحی که تحت این شرایط وارد دنیای

بعدازمرگ میشونداغلب به دلیل وابستگی و علاقه ی زیادبه زندگی زمینی

وعزیزانیکه دراین کره خاکی بجاگذاشته انددروحله ی اول گیج و پریشانند. 

آنها آمادگی لازم رابرای مرگ آنهم به صورت ناگهانی نداشته اند و درنتیجه

کاملاغیرمنتظره عزیزانشان راترک کرده اند.معمولا اولین چیزیکه این ارواح

در دنیای روح با آن برخورد میکنند یک " روح راهنما " است...

ارواح راهنما،ارواحی آگاه وخبره وبا مهارت هستند که آمادگی بسیار برای

رویاروی باارواح غمگین وسراسیمه دارند.دراین هنگام ارواح راهنما،روح را

هنگام عبورازدروازه و ورودبه دنیای ارواح تشویق میکنند... روح راهنما یک 

تصویر ذهنی از آینده برای تسکین ودلگرمی روح ایجاد مینماید تا بتواند اورا

راضی به ترک جسم و عزیزان خود و ورود به دنیای ارواح نماید... 

اگرچه امکان دارد که روح بلافاصله پس از مرگ جسم احساس تنهایی کند

ولی در اصل این طور نیست...

هوش برتر ناشناس و نامرئی،در قالب یک روح راهنما و نگهبان ما را

برای خروج ازدروازه زمین و ورود به دنیای ارواح راهنمایی میکند...

روح با ورودبه دنیای ارواح،فرصت کوتاهی برای شناور شدن در اطراف ودید

و بازدید و تطبیق خود با آن مکان را در اختیار دارد...

ارواح نگهبان همراه با تعدادی از ارواح دوست و همراهان زمینی که قبلا از

دست داده ایم گردآمده و به روح اطمینان می دهند که همه چیز به خوبی

پیش می رود.ماحضور آنها را بلافاصله پس از مرگ احساس می کنیم چون

علت اساسی سازش بادنیای جدید،نفوذووجود همین ارواح آشناودوستان

و عزیزان دنیای ارواح است...اکثر کسانیکه این تجربه را بوسیله هیپنوتیزم

بیادآورده اندچنین گفته اندکه نخستین فردیکه دردنیای ارواح میبینندهمان

روح راهنما است... اگر یک خویشاوند یا دوست صمیمی که قبلا از دست

داده ایم به صورت روح ظاهر شود، راهنمای موعود دیگر حضور نمی یابد...

راهنمایان در مقابل "دروازه دنیای ارواح" به استقبال ما می آیند.

پدیده عجیب و شگفت آور درمورددنیای ارواح این است که مردمی که برای

ما در زندگی زمینی عزیزومهم بوده اند،همیشه قادرند درهنگام ورود به آن

دنیاازمااستقبال کنندحتی اگردرآن لحظه درجسم دیگری دراین کره خاکی

زندگی کنند(تناسخ)...چون ارواح این توانایی رادارندکه دریک زمان در بیش

ازیک جسم زندگی کنند(ارواح دردنیای غیرمادی میتواننددر زمانهای مشابه

در مکانهای مختلفی باشند)! 

معمولا در این موقیت ویژه ی عبور روح از دروازه ی دنیای ارواح،رنج و درد

حاصل ازترک دنیای زمینی به دو دلیل کاهش می یابد:

اول:شواهدمبتنی بروجود یک نظم و ترکیب هماهنگ درآن دنیا و مشابهت

آن با آنچه که در روی زمین به جا گذاشته ایم.

دوم:تاثیر دیدارافرادی که فکر میکردیم پس ازمرگشان دیگر آنهارا نخواهیم

دید...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خاطرات زمینی ما هرگز از بین نمیروند و فراموش نمی شوند.آنها در ذهن

روح برای همیشه میمانند...مانندیک رویا و نجوای یک افسانه... هـمـانـنـد

تصورات بشراز دنیای ارواح...اینکه یک روح مناظر دنیای ارواح را درانطباق با

مکانی که قبل از مرگ زندگی می کرده مشاهد می کند ، دلیل دارد:

"یک خانه فراموش نشدنی" "یک مدرسه" "یک باغچه" "کوه یا ساحل" و یا

هرمنظره دیگری که توسط روح دیده میشودنتیجه وحاصل یک نیروی روانی

وروحی نیک خواهانه است..."همان سرابهای آشنای کره زمین که موجب

تسکین می شود".بطور منطقی روح نباید یک چنین چیزهایی را در دنیای

غیرمادی بیاد بیاورد مگراینکه بگوییم مناظرمحیطی کره زمین به انتقال روح

وتطبیق آن بادنیای ارواح کمک میکنند...این مناظر دارای مفاهیم مستقلی

هستند.هرکس مناظر خاص خودرا میبیندکه البته همه تحت تاثیر تجربیات

کره زمین قراردارند.وقتی پا به دنیای ارواح میگذاریم،این مناظر بیادماندنی

از زمین را همواره بیاد داریم.گرچه هرکس این مناظر رااز دریچه چشم خود

توصیف میکند...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

نکته: تمام ارواح چه خوب و چه بد پس از مرگ جسمشان از تونل نور رد شده و

تمامی می گذرند. ارواحی هستند به حدی آسیب دیده اند که از جریان رودخانه ی

اصلی ارواح در حال باز گشت به خانه و مکان اصلی خویش،جدا میمانند و از مسیر

اصلی خویش خارج میشوند .تعداد این ارواح در مقایسه با تمامی زیاد نیست و علت

آن نیز اتفاقاتی است که در روی زمین برای آنها افتاده.یعنی تاثیر رفتار جسم آنها بر دیگران...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

پ.ن: در پـسـت بـعـد دربـاره ی  ارواح سـرگـردان  ، روح طـرد شـده (شـبـح) و تـنـاسـخ تـوضـیـح خـواهـم داد 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

تونل نور...

                           

 وقتی کفن ستاره تن پوشت شد

افسانه ی زندگی فراموشت شد

پرواز تو را در آسمان می بینم

ای "هـسـتـی" من که خاک آغوشت شد...

تــقــدیــم بــه :

"حــــســــیـــن" عـــزیــز و مــهــربــانــم و "خـــانـــواده" دوســـت داشــتـنـی اش...

*  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  * 

تــــــــــــونـــــــل نــــــور

توصیف حالات پس از مرگ، میان افرادی که برای چند دقیقه مرده و بعد

با کمک های پزشکی زنده شده اند یا گروهی که با کمک هیپنوتیزم زندگی

 پس از مرگ در تناسخ های قبلی خود را به یاد آورده اند:

هر دو گروه خود را در اطراف شناور می بینند، در حالی که احساس دور

شدن از جسم و احساس آرامش همراه با کنجکاوی، نه ترس ،در همــه

موارد گزارش شده است...

همه ی این افراد از یک نوع احساس خوشی حاصل از آزادی و رهایی در 

روشنائی اطراف خود گفته اند در حالی که بعضی دیگر این روشـنائــی را 

دورتر ازخود و در جهتی که به سمت آن کشیـده مـی شـونـد ، دیده انـد.

از ایـن جریـان همیشـه بـــه نام " تـــــو نـــــل نــــور " نام برده مـی شـود.

پـس از مـرگ جـسم، ارواح می بایـد تـا باز شدن دروازه در انتـظار باشنـد.

مهاجرت روح بسیار آسان صورت میگیرد . نـوری یا بهتر بگویم ، تـونلــی از

نور که آنها عبور از آن را تجربه می کنند راهی است به دنیای ارواح، گرچه

ارواح به سرعت جسم را ترک می کنند اما ورود به دنیای ارواح یک جریان

به دقت اندازه گیری شده ومنظم است.بعدهاوقتی روح دوباره درجسمی

دیگر به این دنیای خاکی بر می گردد،مسیر بر گشت بسیار سریع تر طی

می گردد.محل اتصال این تونل باگذرگاه نوری به زمین متغیراست.بعضیها

بلافاصله پس ازفوت، بازشدن دروازه رادرنزدیکی خود میبینندو تعدادی نیز

ابتدا تا اندازه ای به سمت بالا حرکت کرده سپس وارد تـونـل می شوند،

ولی بهر حال زمان وقوع این امر بسیار کوتاه است و اصولا پس از مرگــــ

و ترک کره زمین صورت می گیرد.

در واقع روح اصلا تکان نمی خورد بلکه تونل به سمــت روح مــی آیـــد...

حلـقـه زنـان و مارپیچانه آن را در برمی گیرد. نـوایی مترنم به گوش ارواح

میرسـد. در ایـن هنـگام دیگـر روح قـادر به دیدن جسم بی جان خـــود و

اطرافیانی که بالای جسد او قرار گرفته اند نیست بلکه فقط همان تونل

نور است که به تمامی روح را در بر می گیرد و شنیدن نوایی زیباوهفت

آهنگ که به نوبت به ترنم در می آید...

در هنگام عبور از"تونل نور"نیروی خود به خود،ارواح را در مسیر مستقیم

پیش می برد. در عین حال اصوات به صورت آرام بخشی، یک نوع طنین

صدای اکو مانند،مثل صدای ارتعاشات درطبیعت وامواج موسیقی خیلی

زیــبـا به گــوش مـی رسـد.

تعدادی زیادی از کسانی که تجربه ی"بازگشت ازمرگ"راداشته اند از این

احساسات آرام بخش که ازشنیدن این موسیقی به وجودمی آیدصحبت

کرده اند.صداهایی که اکثرا بلافاصله پس از مرگ به گوش می رســـــد .

فقط گاهــی (بنا بر اظهار برخی نجات یافتگان از مرگ) زمـان شــروع آن

برایشان کمی دیرتر بوده است.بعضی ها گفته اند که چنین صداهایی را

در هنگام بیهوشی کامل شنیده اند...صدایی یک نواخت و یک دست که

پـس از خـروج از تـونـل بـه نـوعـی مـوسـیـقـی تـبـدیـل مـی شــود...

(آن را انرژی کـیـهانـی می نـامـنـد چـون به روح حیاتی دوباره می دهد)

* *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  * 

در پــسـتـــ  بــعـد:

ورود بـه دنـیـای ارواح و اسـتـقبال روح نگهبان...

پ.ن: به عـلـت طـولـانـی شـدن پـسـت هــای مــربـوط بــه دنـیـای ارواح، ادامــه ی مـطـلـب

"ورود بـه دنــیــای ارواح" و "روح نــگـهـبـان" را در پــســت بــعــدی و در پــســت آخـر دربــاره ی

"تــــنــاســخ" و "بــازگــشـــت" تــوضــیـح خــواهــم داد...

ادامــــــــــه دارد...

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

روایت مرگ... و تنها چیزی که پس از مرگ ارواح را می آزارد...

 

            

 

در ابتـدا با احترام نسـبت به هـمه ی ادیان الهی و اعتقادات مذهبی ، اعــتـــرافـــ می کــنـــــم کــه مــــن

متـاسفانه یـا خوشـبـخـتـانـه به هیــچ وجــه انـســان مذهـبـی نیــــســـــتـــم ...

امـــا دریــافـتــه ام جــایــی کــه مــا پــس از مــرگ مــیـرویـم ، محلی معین و دارای نظـم و انظباط اســـت

و همیــن وجود نظــم و برنامه های عظـــــیــم ، سبب رضــایــت و خرسندی من شــده اســت و مـــــن

همه ی اینها از جمله پاســـــخ به ســوالات معنــوی و آرامـــش روح ســـــرکـش و ســرگــردانــم را مدیــون

سالــهــا تـحـقـیـقـات ، پــژوهـشـها و مـطــالــعـات "دکــتــر مــایــکــل نــیــوتــن" هســتـم...

 *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *

انسان تنها یک جسم نیست...بلکه به جز جسم در او نیرویی ناشـناخته  

و نامیرا وجود دارد که آن را روح یا جان و یا روان نامیده اند...

ماهیت روح و سرنوشت آن از اوان پیدایش انسان و از دوران باستان تاکنون

موضوع بحث وجدل ومناقشه بوده است.درسالهای اخیربسیارکوشیده اند

که روح و ویژگیهای آن را به روشهای علمی اثبات و بررسی کنندودراین راه

از هیپنوتیزم ، روانکاوی ، روانشناسی ، فیزیک و غیره بهره گرفته اند...

از میان موجودات زنده این فقط بشر است که برای ادامه حیات سعی دارد

به طریقی با وحشت مرگ کنار بیاید...

غریزه بیولوژیکی ما هرگز اجازه نمیدهد که مرگ را پایان زندگی تصور کنیم.

نیرویی در ضمیر ما وجود دارد که مارا قادرمیسازد تاوجودیک زندگی پس از

مرگ وارتباط باقدرتی برتر ، به عبارت دیگرداشتن روحی ابدی راباورکنیم...

*  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *   

... روایـــــــت مرگـــــــــ ... 

 انسان در لحظه مرگ ، زمانی که قلب از تپش باز می ایستد و مرگ فرا

میرسد ، پس از خروج روح از جسم ، ابتدا به یک حالت آرامش و آسایش

گسترده و عمیق می رسد...

کلیه ی دردهاورنج ها ، به یک باره ناپدیدمیشودو یک فروغ تابنده اطراف

روح پدیدمی آید.روح ازجهان مادی پرازدغدغه ونگرانی وحرص ودلشوره

وشکستهای پی در پی مالی وروحی جداشده ودرفضایی معلق ، آکنده از

نور و روشنایی قرار میگیرد...

روح تامدت کوتاهی درکنارجسدخودباقی می ماند .دراولین لحظات مرگ

از بالا یا کنار به جسم بی جان خود و کسانی که در کنار جسم بی روح او

هستند می نگرد. این منظره برای روح بی ارزش است و حتی جسد روح

نیز برایش بیتفاوت است.زیرا پس از مرگ ، برای اغلب ارواح آنچه بر سر

جسمشان میآیدزیادمهم نیست.البته این بی توجهی به وضعیت شخصی

آنها و یا خویشاوندانی که در این دنیا باقی مانده اند نیست بلکه فقط

احساسات دردنیای ارواح مشابه آنچه که دراین دنیاتجربه میکنیم نیست.

به همین دلیل حتی ارواح هیچ کنجکاوی برای دیدن چگونگی دفن جسم

خود ندارند. اما با وجود این باز هم ارواحی هستند که از تماشای احترامی 

که پس از مرگ و در مراسم تدفین توسط دوستان و خویشاوندان به آنها

گذاشته می شود لذت می برند.

این ارواح مایلند برای چند روز پس از مرگ جسمشان در محل باقی بمانند.

(معمولا تا پایان مراسم کفن و دفن)

البته گذشته زمان ، برای ارواح نظیر گذشت زمان زمینی نیست.

چند روز زمینی ما ممکن است برای آنها فقط چند دقیقه باشد.

*  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *

تنها چیزی که پس از مرگ ارواح را می آزارد:

یک دلیل اساسی برای عدم تمایل به ترک فوری دنیا در مورد بسیاری از

ارواح وجود دارد و آن دیدن صحنه ی عزاداری ، گریه ، نگرانی و ناراحتی

عزیزانشان بخاطر از دست دادن آنهاست...

تنهابی تابی وبغض وگریه اطرافیان ونزدیکانشان است که ارواح رامیازارد.

ارواح با درک این مطلب که عزیزانشان در سوگ از دست دادن آنها نگران و

غمگین وافسرده هستنداذیت شده وعلاقه دارندکه عزیزانشان راتسکین

بدهند...اماچون دست ارواح ازچاره کوتاه است وبه هیچ وسیله نمیتوانند

به عزیزانشان بگویند که برایشان بی تابی نکنند ، اذیت میشوند...

(عزاداری و ماتم در مراسم تدفین به این خاطر است که بازماندگان تصور

میکنند عزیز خود را برای همیشه از دست داده اند)... اما ارواح می دانند که

عزیزانشان را دوباره دردنیای ارواح خواهنددیدوشایدهم درطول دوره های

بعدی زندگی در این دنیا با هم مواجه خواهند شد... در واقع ارواح به این

مسئله واقفند که عزیزانشان را برای همیشه از دست نداده اند...

اگر بازماندگان این مطلب را بپذیرند که جای عزیز از دست رفته شان

خوب است و آنها فقط از دنیای مادی و پر دغدغه و حقیر زمینی جدا شده

و به دنیایی دور از بدی و حرص و شکست آدمیان پیوسته اند ، در آن صورت

روح احساس رضایت و خرسندی کرده و به راحتی و سریع تر از این دنیای

خاکی دور می شوند...

در پست بعد: تونلی از نور و دروازه ورود به دنیای ارواح...

 ادامـــــــه دارد....

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

"جهان پس از مرگ" و "دنیای ارواح"

      

     

    

   "مرگ، یک نیستی غمگین  یا  یک تولد دوباره ؟ ؟ ؟"

 

تقدیم به: دوست مهربانم ، زنده یاد "حامد" که خوبی ها و مهربانیهایش تا همیشه در ذهن و

قلب من ثبت خواهد ماند...

و "هستی" عزیز ... فرشته ی زیبا ،پاک،بی ریا و مهربانی که همیشه میشد انعکاس یک

عشق و معرفت واقعی و بدون ناخالصی رو در چشمان درشت و براقش دید...

    *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  * 

شاید تا به حال برای اکثر شما پیش آمده که دوستان ، عزیزان یا فردی از اعضای

خانواده خود را در اثر یک حادثه ، یک بیماری و یا کهولت سن از دست داده باشید.

اگر تجربه تلخ از دست دادن عزیزان را داشته اید حتما از همان روزهای اول عزادار

بودنتان ، با چشمان خیس از اشک ، علاقه داشتید که بدانید آن عزیز از دست رفته

پس از سفر ابدی خود ، در چه دنیای فیزیکی و یا غیر فیزیکی سیر می کند...؟

به کجا رفته و در چه عالمی سکونت دارد و چه می کند...؟ آیا پس از فوت

هنوز بازماندگان خود را به یاد دارد...؟آنها را میبیند...؟هنوز به آنها علاقه دارد...؟ویا

هزاران هزار فکر و تصور دیگر درموردعزیزان ازدست رفته خود داریدکه شایدیکی از

دلایل ناراحتی شما همین سوالات گیج کننده و بی پاسخ باشد...

( خود من در کودکی وقتی مادربزرگم که شدیدا بهش علاقه و وابستگی داشتم

به علت کهولت سن فوت کرد با همان افکار کودکانه ، در عالم خیالاتم ، گمان میکردم که او به طرز

عجیبی در آسمان معلق است! و در اوج پرواز می کند ، حتی با وجود اینکه بال ندارد و پرواز کردن بلد

نیست...! )

   * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مهمترین موضوعی که در همه ی ادوار تاریخ از زمانی که انسان دوران کودکی را

پشت سر می گذارد و تفکراتش شروع به شکل گیری می کند ، در جریان بالندگی

جسمی و روحی و از آن هنگام که به شناخت خود و دنیای پیرامونش می پردازد و

مسائل ماوراالطبیعه و راز و رمزهای دنیای متافیزیک توجهش را جلب می کند این

اندیشه است که از کجا آمده ، چرا آمده و به کجا خواهد رفت...

اهمیت این پرسش مهم به ویژه در برخورد با مرگ و فنای جسم اطرافیان پررنگ تر

می شود...

هر انسان باشعوری وقتی با چنین اتفاقی رو به رو می شود ، از خود می پرسد:

آیا با فرا رسیدن مرگ همه چیز پایان می یابد ؟ ؟ ؟

آیا در پس این زندگانی هیچ نیست ؟ ؟ ؟

کالبد انسانی که فنا پذیر است ، خاک می شود و می پوسد پس زندگی

بعد از مرگ چگونه محقق می شود ؟ ؟ ؟

آیا مرگ جسم پایان موجودیت انسانی و نابودی کامل است؟یا برعکس.

آیا اگر ما واقعا دارای روح هستیم این روح پس از مرگ جسم به کجا میرود ؟

آیا فرضیه ی بهشت و جهنم واقعیت دارد یا فرضیه ی تناسخ ؟ ؟ ؟

آیا...چرا... و چگونه... و هزاران سوال این چنینی که به قدمت زندگی بشری

است و هنوز و هم چنان رمزآلود و بی پاسخ مانده است... 

انسان نمی تواند باور کند که مرگ پایان همه چیز باشد و به دنبال آن دیگر هیچ...

اگر اینگونه باشد پس سرنوشتی چنین پوچ و بی ارزش اصلا سزاوار نمی باشد.

آیا انسان فقط همین جسم میرا و فانی است یا بخش نامیرایی نیز وجود

دارد که فنا نمی پذیرد و زندگانی جاویدان دارد ؟ ؟ ؟

از آغاز تاریخ نظریه های زیادی در این باب گفته شده و عقاید گوناگونی...

   *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *

اغلب آنهایی که جوان تر هستند،به واسطه ی نیروی جوانی وامیدبه آینده،خودرا

ازمرگ دورترمیبینند...بیماری ومرگ رابهره ی دیگران و وقوع آن رادرزندگی خود 

باور نمی کنند... اما وقتیکه کم کم ، در گذر زمان ، میانسالی از راه می رسد و 

پیری و نیستی و اندکی دورتر ، دروازه ی مرگ را به خود نزدیک می بینند به ناچار در

کار جهان و هستی و فرجام آن و "زندگانی پس از مرگ" اندیشه می کنند...

    *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *

در زمینه"جهان پس از مرگ"ودنیای پیرامون آن من به وسیله ی دانش قرض گرفته خوداز

کتاب ها و اساتیدم در رشته ی "متافیزیک" و "علوم ماوراالطبیعه" شما را در درک زندگی بعد 

از مرگ و چرا و چگونگی فنا ناپذیری روح خود و عزیزانتان یاری خواهم داد...

من با استناد به مدارک بسیاری از جمله مشاهدات کادر درمانی مراکز پزشکی در مورد

تجربیات خروج روح از بدن اشخاصی که در اثر یک صانحه به شدت مضروب و مجروح گردیده و

با مرگ فاصله چندانی نداشته اند و قبل از رسیدن به بیمارستان مرده فرض شده اند ولی بعد

با کمک های پزشکی که دریافت کرده اند به زندگی بازگشته اند (حتما در مورد افرادی که 

برای مدت کوتاهی مرده و دوباره زنده شده اند شنیده اید) و با کمک کسانی که به صورت

کاملا علمی "هیپنوتیزم" شده و زندگی پس از مرگ را در دوره های قبلی "تناسخ" خود به

یاد آورده اند ، تمامی مراحلی را که روح پس از خارج شدن از جسم انجام داده و اتفاقاتی که

در این گذرگاه و رسیدن به دروازه ی دنیای ارواح داشته اند را به صورت کامل برای شما 

می نویسم...

   *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *

در اینجا لازم است به این مسئله اشاره کنم که مطالب من ممکن است با 

عقاید دینی بعضی افراد مغایرت داشته باشد...

اعتقادات من دلیلی برتوهین به هیچ اعتقادوفرقه وگروه ومذهبی نیست

...برای آن گروه که به زندگی پس از مرگ و تناسخ معتقدند مطالب من 

به منزله ی حمایت از آنها محسوب می شود و مطالعه ی آن برای سایرین

به منزله ی حکایت و مشابه یک داستان علمی و تخیلی است... 

 

  پ.ن: در پست بعدی به این موضوع می پردازم: زمانی که قلب از تپش باز می ایستد

و مرگ فرا می رسد ، چه اتفاقی می افتد و تنها چیزی که پس از مرگ روح را میازارد چیست و...

 ادامه دارد...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

مولوی...

 

روزها فکر من این است و همه شب سخنم

                                         که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود

                                         به کجا میروم ، آخر ننمایی وطنم

مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا

                                     یا چه بودست مراد وی از این سوختنم...

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

رحمت عام الهی...

                                      رحمت الهی                                                 

   عشق"یکسان ناز درویش و توانگر می کشد

                                                    این ترازو" سنگ و گوهر را برابر می کشد

                                                                                                                                                      (صائب تبریزی)  

         خداوند توجه ی ویژه ای به انسان"مبذول داشته و نسبت به او" با رحمت تمام برخورد نموده است که از عشق ناشی شده و این رحمت به طور عام"شامل حال همه ی انسان ها گردیده است.

       رحمت عام شامل همه انسان ها می شود و انسان در این مورد"حق انتخاب داشته و میتواند از آن استفاده نموده و یا اجتناب نماید و برای برخوردار شدن از آن هیچ اجباری ندارد."سفره ای است که هر روز گسترده است"تا چه کسی به سوی آن دست برده"لقمه ای را بردارد:

                 هر سحرگه کیمیای سرخ رویی"میزند

                                                                      آفتاب رحمت عام تو بر" دیوار ها

                                                                                                                                  (صائب تبریزی)

      به طور کلی"همه ی انسان ها صرف نظر ار نژاد"ملیت"جنسیت"سن"وسال"سواد و معلومات"پاکی"وناپاکی"و...می توانند از رحمت عام الهی برخوردار شوند:

       خار و گل "در پله ی تردستان یکی است

                                                 چون کنم قطع امید" از رحمت عام بهار

                                                                                            (صائب تبریزی)

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

خواص سنگها از نظر درمانی روانی...

 

 

 نام سنگها                            خواص درمانی روانی سنگها

آکوامارین     افزایش قدرت بیان وضریب  هوشی"بسیار سودمند برای هنرمندان و موسیقی دانان                                                                               
ابسیدان رنگین کمان      درمان منفی بافی و حساس بودن بیش از حد"کنترل ضربه های احساسی
ابسیدان لکه برفی   افزایش قدرت بیان"محافظت در برابر تشویش و اضطراب"برطرف کننده افسردگی
آمازونیت   ایجاد انرژی حیاتی وجنب و جوش در طول زندگی
کهربا   ایجاد تعادل درونی"افزایش قدرت اراده
آمیتیست  11.22 Ct Gorgius Violet Pink Natural AMETHYST پرورش نیروی خلاقیت و ابتکار"افزایش شهامت"محافظت در برابر فشار عصبی شدید
اوان تورین   کاهش فشار عصبی"تعادل بخشیدن به احساسات"افزایش استقلال فردی" کمک به شفافیت ذهن
پریدوت   محافظت در برابر تاثیرات منفی اطرافیان"تقویت بینش(بصیرت)"مقابله با غم و اندوه
توپاز آبی  

تقویت نفس"افزایش انعطاف پذیری عاطفی"ایده آل برای هنرمندان و موسیقی دانان

تورمالین    محافظت کلی از شخص"بهبود روابط اجتماعی"افزایش شور و نشاط زندگی
چشم ببر   از بین بردن احساسات ناخواسته"ایجاد تعادل در نیازهای مادی و جسمی
رودونیت   تقویت اعتماد بنفس"حفظ نیروی جوانی"تقویت حافظه"آرام نمودن ذهن
سنگ سلیمان (اونیکس)    افزایش شهامت"کمک به کشف حقایق"برطرف نمودن استرس و افسردگی
سنگ کریستال   محافظت در برابر نیروهای منفی"تاثیر مناسب برای مدیتیشن
سنگ لاجورد   تقویت بیان"کاهش استرس و درمان افسردگی
سودالیت   ایجاد نظم و هماهنگی درونی"شهامت و توان برقراری ارتباط با اطرافیان
سیترین   مقابله با افسردگی"بهبود نگرش به زندگی
عقیق آبی   تقویت نفس"افزایش شهامت"تقویت تمرکز"شادی بخش
عقیق خزه ای   مقابله با افسردگی"حفظ تعادل ذهنی و عاطفی
کارنلین(عقیق)   شادی بخش"گرمی در برخورد و اجتماعی بودن"تقویت تمرکز"ایجاد تعادل درونی
فلوریت   ازبین برنده تشویش و اضطراب
فیروزه   تقویت بنیه"محافظت در برابر انرژی های منفی"بهبود ارتباطات اجتماعی
کوارتز دودی   افزایش خلاقیت و نشاط"ایجاد تعادل در احساست
کوارتز صورتی    افزایش اعتماد به نفس و تقویت قدرت بیان و خلاقیت"ایجاد آرامش و آسودگی
گارنت   ایجاد نشاط و انرژی زندگی"مناسب برای مدیتیشن
لابرادوریت   شادی بخش"مقابله با افسردگی"تقویت سیستم ایمنی بدن
مالاکیت   برطرف کننده فشار عصبی"افزایش قدرت بیان
مرجان   درمان افسردگی"تقویت کننده قلب"ایجاد آرامش"ایجاد مقاومت و انعطاف پذیری
هماتیت    افزایش اعتماد بنفس
جید   ایجاد آرامش و خونسردی"افزایش توانای بیان
جاسپر قرمز   کاهش استرس"افزایش تحمل و بردباری
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

سخنی از ابن سینا:

                                       

                 پاسخ تمامی سوالها در درون ماست

       و اگر انسان بتواند هیاهوی درونی خود را ساکت نماید

          آن گاه است که او پاسخ را دریافت خواهد نمود...

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

ایجاد تعادل بین "یین و یانگ"

     

                      یین و یانگ

 

                             

           یین و یانگ طبیعت دوگانه ی دنیای ما را تشکیل میدهند.

شادی و خوشبختی حاصل تعادل یین و یانگ است. به تفاوت بین دوش آب گرم و سرد گرفتن یا نشستن در اتاقی با نور ملایم و مناسب یا نشستن در اتاقی بسیار روشن یا تاریک یا شرکت در مکالمه ای سرد یا پرشور بیاندیشید و یین و یانگ را تجسم کنید.

"آسودگی" "لذت" "زیبایی" و "تعادل" هنگامی که یین و یانگ متعادل هستند بوجود میاید.

چه مرد باشید و چه زن قابلیت های یین و یانگ رادر درون و اطراف خود می یابید.

کلید ایجاد زندگی لذت بخش برقراری تعادل بین "یین و یانگ" است.

             در پست های بعدی درباره ی یین و یانگ توضیحات بیشتری خواهم داد...

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

اطلاعاتی در زمینه ی خواص سنگ های ماه تولد شما...

 

           

هر شخص دارای سنگ و سنگ هایی متعلق به ماه تولد خود است...

تک تک این سنگها دارای خواص درمانی برای بیماری های روحی و جسمی هستند.

البته اگر بیماری آنقدرشدیدوپیشرفته است که شمابرای درمان آن به پزشک مراجعه و از دارو استفاده میکنید نباید به هیچ وجه داروهای خودرا کنارگذاشته و از سنگ استفاده کنید بلکه در کنار مصرف داروهای تجویزی پزشک میتوانید برای تسریع درمان بیماری از این سنگ ها نیزاستفاده کنید...

سنگ هایی که در پست قبلی معرفی کردم برای هر قشری از افراد جامعه با هر درآمد و موقعیت مالی که دارند قابل تهیه میباشد...

البته استفاده از سنگ ها جهت درمان نیز قواعد خاصی دارد. از جمله ابتدا "پاکسازی" و دفع انرژی های منفی موجود در سنگ و سپس "شارژ کردن سنگ" جهت بازبرگرداندن انرژی کیهانی به سنگ...

اگر سئوالی در این زمینه دارید با کمال میل پاسخگوی شما خواهم بود.

...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

سنگ ماه تولد...

                           

 

سنگهای ماه تولد شش ماه دوم

            
سنگ تولد مهر صورت فلکی   ترازو-میزان                                           
اون تورین
کوارتز صورتی
فلوریت
جاسپر قرمز
جید
 

سنگ تولد  آبان صورت فلکی کژدم -عقرب                                           
عقیق آبی
کارنلین
رودونیت
هماتیت
مالاکیت
                                                        

سنگ تولد آذر صورت فلکی   کمان-قوس                                 
آمتیست
کوارتز دودی
سودالیت
لابرادوریت
سنگ لاجورد

سنگ تولد  دی صورت  فلکی  بز- جدی                             
آمتیست
سنگ کریستال
کارنلین
کوارتز دودی
ابسیدان لکه برفی

سنگ تولد بهمنصورت فلکیکوزه- دلو                                
آمازونیت
عقیق آبی
فلوریت
کوارتز صورتی
سنگ لاجورد

سنگ تولداسفند صورت فلکی ماهی- حوت  
آمتیست
فلوریت
جید
لابرادوریت
فیروزه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

سنگ ماه تولد...

                         

 

 سنگهای ماه تولد شش ماه اول

سنگ تولد  فروردین صورت فلکی قوچ-حمل          
آمتیست    
سنگ کریستال
کارنلین(عقیق)
هماتیت
جاسپر قرمز

سنگ تولد  اردیبهشت صورت فلکی گاو-ثور                                              
اون تورین
عقیق آبی
کواتز صورتی
سنگ لاجورد
مالاکیت

سنگ تولد   خرداد   صورت فلکی دوقلو-جورا                                             
عقیق خزه ای
سنگ سلیمانی(اونیکس)
کواترز صورتی
رودونیت
چشم ببر

سنگ تولد  تیر صورت فلکی   خرچنگ -سرطان                                  
اون تورین
عقیق خزه ای
رودونیت
سودالیت
جید

سنگ تولد مرداد صورت  فلکی شیر-اسد                                                  
اون تورین
کارنلین
کواترز صورتی
چشم ببر
ابسیدان رنگین کمان

سنگ تولد  شهریور صورت فلکی  خوشه-سنبله                                         
آمتیست
آمازونیت
کارنلین
کواترز دودی
چشم ببر

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

نیایش

                                                               

                                   

                                   ای زمین - ای مادر همه ی کائنات:

                              قلب من پر از قدردانی و سپاسگذاری است

                                         بخاطر هدیه های الهی تو...

                                        هدیه های نعمت و فراوانی

                                                زیبایی و عشق

               باشد تا ما دین خود را نسبت به تو به این صورت ادا نماییم

                  که خودمان نیز به جواهرات درخشانی تبدیل شویم

  که با تواضع "دانش" "خدمت به انسانها" و "احساس همدردی نسبت به نوع بشریت"

                                       خالصانه نور افشانی کنیم...

                                                (اوم  تات  سات)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

سلامتی یعنی هم آ هنگی و توازن...

طبیعت درمان

کلید اصلی درمان"کشف طبیعت بیماری و درک علت یا علل اصلی بیماری میباشد.

ضروری است که ابتدا طبیعت بیماری را کشف نمائیم.

بدن انسان از هفت رنگ اصلی"مربوط به طیف خورشیدی تشکیل شده است.                          این هفت رنگ اصلی عبارتند از:

قرمز"نارنجی"زرد"سبز"آبی"نیلی و بنفش.

سایر رنگها از مخلوط کردن یک یا دو رنگ اصلی فوق" ساخته میشوند.

اگر کمبود یا عدم هر یک از این هفت رنگ اصلی"در بدن پیدا شود یبماری مربوط به آن کمبود را خواهیم گرفت.

مثال:

اگر طیف های قرمز"در بدن موجود نباشند:بیماریهائی شبیه کم خونی(آنمی)"تب ها " التهابات"ناتوانائیهای جسمی"ضعف"کمبود نیروی حیاتی"چاقی..."به بدن هجوم می آورند.

برای درمان این قبیل بیماریها"بایستی با استفاده کردن و بکار بردن جواهرات وسنگهای مربوط به ستاره های قرمز"طیف های قرمز را به بدن تزریق نمائیم.

خورشید و مارس(مریخ)"ستارگان قرمز هستند و جواهرات مورد علاقه آنها"یاقوت قرمز و مرجان قرمز میباشند.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

رابطه انگشتان دست با سنگهای قیمتی...

 

انتخاب انگشتان برای استفاده از سنگ:

هر یک از انگشتان ارتباط نزدیکی را با اعضا مختلف بدن انسان دارد واین ارتباط از طریق اعصاب برقرار می شود.

سیستم عصبی سیستم ارتباطی بدن است که مانند شبکه(سیستم)تلفنی وسیعی که ارتباطات داخلی بسیاری در آن وجود دارد عمل میکند.

بنابر این برای استفاده از سنگهای قیمتی انتخاب انگشت از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

انگشت اول:انگشت اشاره-سبابه(تارجانی)

  1. انگشت اشاره تحت کنترل ژوپیتر(مشتری)میباشد.
  2. ازنظرپزشکی با دستگاه تنفس و معده در ارتباط است.
  3. برای درمان بیماریهای تنفسی ریه و غیره بایستی سنگهای قیمتی را بر روی این انگشت بکار برد.
  4. سنگهای که برای ماه-مارس(مریخ)وژوپیتر(مشتری)بکار میروند بایستی برروی این انگشت استفاده شود.
  5. سفیر زرد "مون استون و مروارید سفید بایستی روی این انگشت بکار رود .
  6. جهت بدست آوردن خواب عمیق از مروارید سفید یا مون استون برروی این انگشت استفاده میشود.

انگشت دوم:(مادهیاما)

  1. انگشت دوم تحت کنترل مستقیم سترن میباشد.
  2. از نظر پزشکی با روده وامعائ" ذهن "مغز" کبدوبافت ذهنی در ارتباط می باشد.
  3. جواهراتی که برای مرکوری(عطارد-تیر)راهو و ونوس(ناهیدـ زهره) بکار میروند بایستی برروی ابن انگشت استفاده شود زیرا این جواهرات دوستان سترن هستند.
  4. زورد گمدها(لپیس لازولی) مون استون" سفیر آبی" مرجان سفید" مروارید سفید والماس  بایستی برروی این انگشت استفاده شود

انگشت سوم:(آنامیکا)

  1. خورشید حکمران بر این انگشت است.
  2. انگشت سوم در رابطه با قسمت شادتر زندگی است.
  3. از نظر پزشکی با کلیه معده دستگاه تولید مثل و گردش خون در ارتباط است.
  4. جواهراتی که برای ژوپیتر(مشتری)مارس(مریخ). کیتوو بکار می روند بایستی برروی این انگشت استفاده میشود.
  5. یاقوت قرمز "مرجان قرمز"جشم گربه"مروارید سفید"مون استون"سفیر آبی و توپاز(یاقوت زرد)بایستی برروی این انگشت استفاده شود.

انگشت جهارم:انگشت کوچک(کانیشتا)

  1. انگشت کوچک تحت کنترل مستقیم ستاره مرکوری(عطارد-تیر)قراردارد.
  2. ازنظر پزشکی با قسمتهای خصوصی بدن دستگاه تولید مثل"زانوها"ساق و پاها در ارتباط است.
  3. برای درمان بیماریهای مربوط به قسمت پایین بدن بایستی جواهرات را برروی این انگشت بکار برد.
  4. جواهراتی که برای سترن و راهوو استفاده می شوند بایستی بر روی این انگشت بکار روند زیرا این ها دوستان مرکوری هستند.
  5. سفیر آبی"گمدها "بایستی بر روی انگشت کوچک استفاده شود

 

ضرورتی برای استفاده از انگشت شست (ابهام) وجود ندارد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

چهار عنصر...

در پست قبل در رابطه با ماههای تولد وعنصر مربوط به آن را توضیح دادم.شما

 می دونید که ما هرکدوم عنصر مخصوص به خود داریم همون چهار عنصر معروف

(آب خاک هوا آتش)درسته؟شما تا به امروز به این فکر کردین چرا بعضی ها زود

 از کوره در میرن و زود آروم میشن؟ودیگر چیزها مثل دمدمی بودن"مهربون بودن"

همه اینها ربط داره به عنصر وجودی هر شخص و هر شخص در یک ماه تولد به دنیا

اومده...

در نتیجه عناصر مربوط به هر ماه و وضعیت ستاره گان و کهکشانها سنگ ماه تولد

 بوجود می اید که در بعضی از ماه ها بخاطر توان یا ضعف در آن ماه است سنگ مورد

نظر استفاده میشود تا اون ضعف رو تقویت و اون توان رو بیشتر کنه.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

پیدایش سنگ ماه تولد

 

سنگ ماه تولد

تمام معدنها وجواهرات(سنگهای قیمتی) با محموع کواکب در ارتباط وهماهنگی هستند یعنی تمام انرژی خود شونو از ستاره ها و کواکب میگیرن.هر کسی از این نوع سنگ(جواهر) استفاده کند نیروی سیاره ای را که با جواهر مربوط میشود و در ارتباط است به طرف خود جلب میکند.

بنابراین اهمیت قابل توجه استفاده از سنگهای قیمتی "باعث هماهنگی با طیفهای ستاره مربوط به تولد شماست.

استفاده از سنگ ماه تولد که باعث باز پس گرفتن انرژی از دست رفته شما که در چارت ستاره شناسی(طالع بینی) گفته شده بسیار مفید وتوصیه میشود.

به صورت خیلی ساده خدمت شما عرض کنم سنگ ماه تولد رابطه مستقیم با انرژی کیهانی دارد که شما با استفاده از سنگ ماه خود اون انرژی که در سنگ وجود دارد به طرف خود جلب میکنید چون همه سنگها انرژی مخصوص به خود دارن.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

ماههای تولد و عنصر مربوط به هر ماه...

ماههای دوازده گانه سال وعناصر مربوط به هر ماه

          سنگهای قیمتی و طیفهای رنگی مربوطه

              نام برج                      سنگ   قیمتی مربوط                      طیف رنگی
فروردین(آتش) یاقوت-بلادستون-یشم قرمز قرمز
اردیبهشت(خاک) توپاز طلایی(یاقوت طلایی)-مرجان-زمرد زرد
خرداد(هوا) کریستال-آکوامارین بنفش
تیر(آب) زمرد-مون استون سبز
مرداد(آتش) یاقوت-کهربا نارنجی
شهریور(خاک) یشم صورتی-فیروزه-زیرکون بنفش
مهر(هوا) اپال-الماس زرد
آبان(آب) یاقوت کبود-توپاز-عقیق قرمز
آذر(آتش) آماتیست ارغوانی-بنفش
دی(خاک) کریستال دودی-بریل-جت آبی
بهمن(هوا) سفیرآبی نیلی
اسفند(آب) الماس-جید-آکوامارین نیلی

 

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

یین و یانگ...

رنگهای سفید و سیاه

رنگهای سفید وسیاه علائم فعالیت خلاقه هستند.رنگ سفید علامت وجود رنگ است در حالیکه رنگ سیاه بیانگر عدم وجود رنگ مبیاشد.

رمز عجیبی در سیاه وسفید نهفته است که عمیق ترین رموز کیهانی را تحت تاثیر قرار میدهد.

                               رنگ سفید"یانگ"است

  1. سفیدحاوی همه رنگهاست.
  2. رنگ سفید بیانگر جنبه مذکر الهی در عصاره زندگی است.
  3. رنگ سفید فعال مثبت افشا کننده پر تحرک و تهییج کننده است.
  4. رنگ سفید لامت روز کیهانی و هستی مطلق(ذات الهی) است.
  5. اشعه توانای سفید خیلی نگران درمان فیزیکی نیست زیرا با روشنایی روحانی مرتبط است.تمرکز نور سفید در تاج سر میباشد.
  6. نور سفید از راه غده مخروطی(صنوبری)(چاکرای هفت در تاج سر)وارد میشود

رنگ سفید برای حفاظت جسم فیزیکی و ذهن بکار میرود.

                                         رنگ سیاه"یین"است

سیاه بیانگر جنبه مونث وکلا همه فرم هاست.عصاره زندگی میباستی فرمی داشته باشد تا از این طریق در سطح فیزیکی بصورت قابل رویت درآید.

رنگ سیاه بیانگر جنبه منفی(مونث)مفعولی و پنهانی طبیعت است.رنگ سیاه زمبنه"لایتناهی" قسمت ناآشکار نهفته و پنهانی طبیعت است.رنگ سیاه بیانگر تاریکی کیهانی(شب کیهانی)رموز توالدوتخیل است.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

ارتباط رنگها با چاکراها...

  

   

  

   ارتباط بین هفت طیف رنگ و چاکراهای هفت گانه

  

 رنگ     

  چاکرا                    کیفیت              
بنفش 7.تاج سر(غده صنوبری) روحانیت
نیلی 6.حشم ششم(غده هیپوفیز) حس ششم(درک از طریق فراست)
آبی 5.گلو(غده تیروئد) الهام مذهبی
سبز 4.قلب توازن.احساس همدردی
زرد 3.سولرپلکسوس(غده فوق کلیوی) هوش فهم
نارنجی 2.طحال یااعضائ جنسی انرژی
قرمز 1.پایه ستون فقرات زندگی و حیات

                        سه رنگ اصلی

  1. آبی.در آّبی میخوانیم:خواسته
  2. زرد.در زرد فکر میکنیم:عقل
  3. قرمز.در قرمزاحساس میکنیم:فعالیت    

از سه رنگ اصلی فوق رنگهای ثانویه بترتیب زیر بوجود میایند:

از اخلاط قرمز و زرد:نارنجی

از اخلاط زردو آبی:سبز

از اختلاط نارنجی.سبز.آبی و ارغوانی-بنفش:نیلی

از اختلاط قرمز و آبی:بنفش

        بررسی و درک رنگها.پایه استفاده از سنگها را در زمینه

                                درمان روشن میکند.

سه رنگ اصلی خصوصیت نوع سنگ                                         
آبی روحانیت تمام سنگهای آبی:سفیر.لپیس لازولی وغیره
زرد عقل

تمام سنگهای زرد:کهربا.توپازوغیره

قرمز نیروی حیات تمام سنگهای قرمز:مرجان.یاقوت وغیره

 ادامه دارد...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

چاکرا(مراکز انرژی)چیست؟؟؟؟؟

 

                                چاکرا(مراکز انرژی)

              

لازم دیدم قبل از اینکه در رابطه با سنگ و سنگ درمانی توضیح بدم در خصوص چاکراها یک آگاهی پیدا کنید که سنگ درمانی با چاکراها لازم وملزوم هم میباشند.

به دلیل ایتکه وقتی بحث بیماری به وسط کشیده شود خود بخود چاکراها خود را نشان میدهند.

هر شخص از بدو تولد تا زمانی که چشم از جهان می بندد دارای هفت چاکرای اصلی و بینهایت چاکرای فرعی می باشد.

لازم به توضیح است که هر کدام از این چاکراها مامور به انجام کاری و برای یک بیماری میباشند.

  1. اولین چاکرا:مربوط به غدد کلیوی  میباشد.استخوانها.مفاصل.جریان خون .روده.مقعد.پا وکمر
  2. دومین چاکرا:مربوط به غدد جنسی و پرستات میباشد.مثانه.رحم .ارگانهای جنسی.مجرای ادرار.تخمدانها.
  3. سومین چاکرا:مربوط به پانکراس(همان شبکه خورشیدی) میباشد.دستگاه گوارش.کیسه صفرا.طحال.
  4. چهارمین چاکرا:مربوط به تیموس میباشد.قلب.ریه ها.دیافراگم.پانکراس.پوست. دست.
  5. پنجمین چاکرا:مربوط به تیروئیدوپاراتیروئید میباشد.گلو.حنجره.گردن.نای مری
  6. ششمین چاکرا:مربوط به هیپوفیز میباشد.مخجه.جمجمه.چشم.گوش.بینی.
  7. هفتمین چاکرا:مربوط به صنوبری میباشد.مغز

در اینجاباید بگویم که هر چاکرا رنگ مخصوصی دارد که اگر شنیده باشید واژه رنگ درمانی هم وجود دارد.

چاکرا ۱ رنگ آن قرمز است و سنگ آن جاسبر قرمز.هماتیت.کواتز دودی

چاکرا ۲ رنگ آن نارنجی است و سنگ آن کارنلین(عقیق قرمز).سیترین. مروارید.

چاکرا ۳ رنگ آن زرد است وسنگ آن سیترین.کهربا.آمترین.عقیق زرد.

چاکرا ۴ رنگ آن سبز/صورتی است وسنگ آن یشم سبز.رزکوارتز.عقیق سبز.فلوریت سبز

چاکرا ۵ رنگ آن آبی آسمانی است وسنگ آن فیروزه.عقیق آبی.آکوامارین. 

چاکرا ۶ رنگ آن بنفش نیلی است وسنگ آن آماتیست.فلوریت بنفش.لاجورد.

چاکرا ۷ رنگ آن سفید درخشان است وسنگ آن راک کریستال.آماتیست.فلوریت بنفش.

در این قسمت تاکید می شود که استفاده از کریستالها مطابق آنچه ذکر شد جایگزین درمان پزشکی نمی باشد بلکه میتواند در تسریع درمان موثر باشد."مراقبه"مدیتیشن"و استفاده از روشهای متافیزیک در استفاده از کریستالها بسیار مفید میباشد.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

پاک سازی و شارژ سنگ

 

در زمان قدیم از سنگ زیاد استفاده می کردند و بعد از استفاده در جای درد و بیماری آن را داخل آب گذاشته و می شستند که در اصطلاح همان پاک سازی میباشد.

پاک سازی و شارژ سنگ: چند نوع است۱. نمک۲.عود۳.آتش۴.کریستال وغیره

نمک با سنگ واکنش نشون میده و باعث میشه که سنک ترک برداره.                  آتش:چون باید سنگ را روی آتش گرفت حرارت باعث میشود سنگ بشکند.

ولی بهترین راه آب است یعنی سنگ را با آب معدنی بشورید و با هیچ دستمال و هیچ حوله ای خشک نکنید وآن را در نور خورشید قرار داده تا سنگ خشک و شارژ شود.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

سنگ درمانی و انرژی درمانی

 

خیلی زودتر می خواستم به مطلب اصلی که همان سنگ درمانی و انرژی درمانی هست برسم چون رشته اصلی من این مقوله است.

حتما شما در مورد انرژی درمانی طب سوزنی و یا ماساژ درمانی وغیره شنیده اید.

بدن انسان از هفت چاکرای اصلی که همان مراکز انرژی است می باشد.و بینهایت چاکرای فرعی.

اگر بخواهم ذهن شما رو آماده کنم باید بگم آیا شما در خانواده خود کسی رو دارید که سن ایشان بالا باشد و از او بپرسید قدیم سنگهای مثل یشم عقیق و غیره را برای درمان استفاده می کردند؟در قدیم یشم رو جای درد می گذاشتند و خاصیت یشم به گونه ای است که تعادل را در بدن ایجاد می کند و باعث می شد جای درد خوب شود یا عقیق را برای ایجاد احساس شادی دستشان می کردند.

چون تمام چیزهای که شما دوروبر خود میبینید چه حیوانات چه گیاه دریا کوه خورشید همه وهمه موجود زنده اند و همه تمام انرژی خود را از کائنات میگیرند یعنی تمام موجودات روح دارند وسرشار از انرژی...

دقت کردید وقتی به چمنزار می روید احساس خوبی به شما دست می دهد چرا؟چون جاکراهای شما در یک راستا قرار میگیرد یعنی هماهنگ می شود.برای امتحان شده این کار را انجام دهید:وقی داخل جایی شدید که درخت کاج دارد بروید و به آن تکیه کنید حس خوبی دارید احساس میکنید تمام غصه های شما تمام شده ولی اگر به درخت بید مجنون تکیه دهید احساس میکنید که تمام غصه های عالم روی سر شما خراب می شود...

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

در حین انجام هیپنوتیزم چه حالتی به شخص دست میدهد؟؟؟

 

ادامه پست قبل: در حین انجام هیپنوتیزم چه حالتی به فرد دست میدهد؟

در این باره روایات و سوتفاهم های زیادی در افکار عمومی وجود دارد.هنوز بعضی ها از اینکه به خواب هیپنوتیزمی بروند واهمه دارند.که اگر هیپنوتیزم بشوند از آن خواب بیرون نیامده و از محیط خارج قطع رابطه کرده و ناخوداگاه شونددر حالی که اصلا این چنین نیست.هیپنوتیزم یک امر طبیعی و معمولی است که ما در زندگی روزمره خود بارها آن را تجربه کرده ایم.

بطور مثال:برای شما اتفاق افتاده به جایی خیره شده و از این عالم خارج شده وزمان و مکانبرای شما اهمیت نداشته باشد.

یا غرق در خواندن کتابی شوید که یسیار جذاب است که شما فراموش کنید کجا هستید.

اگر شما این حالتها رو داشتید همان حالتهای هیپنوتیزم میباشد.تنها با این تفاوت اسم این چنین حالتهای را هیپنوتیزم نمی گویند.آنها به رویا بیشتر شباهت دارد.

هیچ کس نمیتواند شما را بدون اینکه بخواهید هیپنوتیزم کند.

وقتی هیپنوتیزم میکنید این حالتها در شما پیدا میشود:

۱.افزایش اشک چشم ۲.افزایش پلک ردن۳.کاهش تنفس۴.افزایش صدای امعا واحشا

۵.احساس خوشایندودلچسب در بازوها وپاها۶.احساس سبک بالی۷.احساس میکنید دستها و پاها از آن شما نیستند...

خود هیپنوتیزم

در این عمل خود درمانگر خود خواهید بود و از نیروی ناهشیار ذهن در جهت درمان عادتها یا رفتار به خوصوص خود استفاده خواهید کرد.

شما میتوانید با استفاده از خود هیپنوتیزم بعضی از عادتها که باعث آزار خود می شود درمان کند از قبیل.

افزایش توان یادگیری.افزایش توان بهد از بهبودی در یک بیماری.کنترل درد.قدرت خلاقیت.

کاهش اضطراب...

شما از روش تلقین استفاده میکنید و به خود میگویید که من باید این کارو انجام بدم شما باید ۲نکته رو در نظر بگیرید.۱.مشخص کردن یک هدف یعنی هدف شما باید مشخص باشد که چه کاری و به چه مقدار میخواهید انجام دهیدمثلا کاهش وزن باید به خودتون بگویید چقدر می خواهید وزن خود را کم کنید۲.نوشتن برنامه یعنی شما هرکاری می خواهید انجام دهید باید برنامه مشخصی براش داشته باشید.

فقط یک نکته مهم ۱ برای بیماران روانی بسیار خطر ناک میباشد۲. کسانیکه بیماری صرع رنج میبرند نباید هیپنوتیزم شوند.

توجه:هیچ درمانگری حق ندارد غیر از موارد مذکور شما را لمس کند.

دست بازو شانه ویا سر شما رو آنهم برای اطمینان پیدا کنند که کارشان درست انجام گرفته.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

هیپنوتیزم و هیپنوتیزم درمانی

تابه امروز حتما به واژه هیپنوتیزم برخورده اید پیش خود فکر میکنید چه کاره سختی انجام میدهد یا پیش خود فکر کرده اید هیپنوتیزم یعنی چی؟

هیپنوتیزم

بدون شک احیاء کننده و بنیانگذار کلاسیک هیپنوتیزم "آنتوان مسمر" بوده که او در ۲۳مه ۱۷۳۴ در دهکده ای کوچک در اتریش به دنیا آمد.

وی در رشته طب فلسفه و علوم دینی تحصیل کرده و در سال ۱۷۷۶ کتابی به نام

"نیروی ستارگان"انتشار داد که در آن چنین می خوانیم:

((از ستارگان و کواکب آسمانی نیرویی ساطع می شود که بر سرنوشت انسان و موجودات تاثیر داشته و در اجسام و موجودات نفوذ می کند.))

هیپنوتیزمبه زبان آمیانه خواب.این خواب طبیعی نیست زیرا ما با استفاده از ابزار مصنوعی شخص را خوابانده ایم در نتیجه هیپنوتیزم یعنی خواب مصنوعی.

این سوالات برای شما پیش می آید که شخصی هیپنوتیزم می شود و در حالت هیپنوتیزم قرار دارد از نظر جسمانی چه اتفاقی براش می افتد؟تجربیات او در این حال چیست ؟در مغز این فرد در مدت خواب هیپنوتیزمی چه تحولاتی رخ می دهد؟

خود آگاه و ناخوداگاه مغز

مغز را می توان به تکه یخ شناوری در درون آب تشبیه کرد که از دو قسمت تشکیل شده است:یک قسمت آن که در بیرون آب است وقسمت اعظم دیگر آن در درون آب قرار می گیرد.

قسمت بیرون از آب همان خوداگاه مغز است که در کارها و تصمیمات روزانه به ما یاری می رساند و همچنین به ما کمک می کند که با موقیتهای جدید چگونه سازش داشته باشیم و متکی به افکار منتطقی خود باشیم و در موقیتهای مختلف چگونه عمل کنیم.ولی قسمت پنهان آن که در درون آب قرار گرفته است قسمت ناخوداگاه مغز است که به طور خودکار و بر اساس امور مختلف از قبیل عواطف تصورات خاطرات و سیستم عصبی خود مختارعمل می کند که در زیر به تک تک آنها می پردازیم.

عواطف

عواتف نقطه مقابل منتطق گرایی است.عواتف به شکلهای مختلف از قبیل لذت خوشحالی خشم ناامیدی ترس و غیره ظاهر می شوند بدون اینکه ما انتظار آنها را داشته باشیم .انگار آنها در همین دم دست قرار دارند.

یک فکر در مغز ما می تواند یک احساس عاطفی را برانگیزاند و نیز یک فکر می تواند وجود فردی را در ذهن مجسم کند فردی که سالهاست ندیده اند.

تصورات

اصطلاح تصورات در اینجا همانند چتری می ماند که شکلهای مختلف ناخوداکاه را زیر پوشش خود قرار می دهد. این اشکال می توانند ایده آلها خلاقیتها یصیرتها پیش بینی ها خیالات رویاهای روزانه و شبانه باشند.

خاطرات

ناخوداگاه مغز خاطرات تمام آن چیزهایی که ما دیده ایم شنیده ایم تجربه کرده ایم یا یادگرفته ایم را در خود نگه می دارد.البته این امر بدان معنی نیست که ما تمام آن خاطرات و اطلاعات را می توانیم در ذهن خود حاضر کنیم بلکه مقدار زیادی از آنها در قسمت ناخوداگاه مغز مدفون شده اند که از طریق هیپنوتیزم می توان به آنها دسترسی پیدا کرد.

البته برخی آدمها اسم هیپنوتیزم را که میشنوند ترس تمام وجودشان را فرا میگیرد به واسطه اینکه به کسی که اینکارا انجام می دهد اطمینان ندارد و مشخص نیست چه اتقاقی برایش می افتد.

در پست بعدی درباره اینکه(در حالت هیپنوتیزم چه احساسی به فرد دست می دهد؟)توضیح خواهم داد...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

نور و رنگ

نور

یک روح جهانی به درون همه چیز نفوذ میکند که ماهیت آن شبیه نور است.

فیثاغورث

در جهان ما همه نورها از خورشید سرچشمه میگیرند.خورشید منبع همه انرژیها و نیروهاست.خورشید منبع نور حرارت و حرکت در سیاره میباشد.

"بهاگاوادگیتا" کتاب مقدس هندو از نور زوال ناپذیری سخن میگوید:

"شکل من را در اشکال مختلف و در رنگهای مختلف مشاهده کن".خدا به اعتقاد سیج های هندو نور مطلق است.

رنگ

تمام سیاره ای که در آن زندگی میکنیم از اقیانوسها تا آنچه که بصورت جماد گیاه حیوانات و انسان می بینیم به نور و خصوصیات جالب و ارتعاشات مربوط به نور

وابسته اند.سطوح اتری( روح)نجومی ذهنی و روحی بیز به منبع نور وابسته اند زیرا هر یک سرعت ارتعاشات مربوط به خود را دارند.

گذشته از برای زیبایی و خوشایند آن رنگ بیش از عامل دیگری موجب تغییرات روحی می شود.به همین دلیل در مدیتیشن تانتریک اهمیت زیادی به رنگ می دهند.

شما اگر در زندگی روز مره خود دقت کنید رنگها برای شما اهمیت دارند و شنیدید که رنگها در روح و روان انسان  تاثیر دارد شما رنگ قرمز را وقتی میبینید احساس هیجان میکنید رنگ زرد اشتهای آدمو تحریک میکنه.........

"آلدرس هاکسلی"رنگ بهترین محک واقعیت است.

دانش رنگها بر پایه قوانین نور گذاشته شده اند که بصورت هفت رنگ مربوط  به طیفهای اصلی ظاهر می شوند.طیفهای رنگی با هفت سیاره آفرینش و هفت چاکرا

(مراکز انرژی)در رابطه اند.

شما وقتی نور سفیدی را از یک منشور عبور دهید تبدیل به هفت رنگ که همان رنگهای هفت گانه است میشود.که این هفت رنگ مربوط به چاکراهاست چون هر چاکراهی یک رنگ مخصوص خود دارد که دارای قدرت و نیروی حیاتی خاص خود می باشد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

کارما...دفع انرژی منفی

شما میدونید کارما چیست؟

کارما نتیجه ی همون کارهای خوب و بدیه که ما انجام میدیم. یعنی هر کار خوب و بدی که انجام میدیم نتیجه اش روتوی همین دنیا میبینیم"از ماست که بر ماست"

ولی آدم چطور بدونه چه کاری خوبه چه کاری بد.......

اگر ما بخواهیم تو کارهای که انجام میدیم ریز بشیم تمام کارهای ما "کارما"ست. یعنی شما دارید راه میرید دارید روی یک موجود زنده که همان زمین که همان مادر نام دارد راه میروید و یا ناخواسته یه مورچه روزیرپاتون له میکنید.این یک جور کارماست.انرژی منفی هم یک جور کارماست که اصطلاحا خیلی از شما شنیدید همانچشم زدن یا چشم خوردن میباشد.

حتما شنیدید که یک نفر تارک دنیا شده و خودشو وقف ریاضت کشیدن کرده واز محل سکونت یا جایی که هست بیرون نمیاد بخاطر همین موضوع.

شما وارد یک جایی میشویدو احساس شما این طور است که سنگین شدید(یامثلاسردردشدید) به اصطلاح چشم خوردید.دراصطلاح متافیزیک "کارما" جمع کردید.....

آیا شما به چشم اعتقاد دارید؟چطور چشمو از خودتون دور میکنید یا جلوگیری میکنید از چشم؟

حتمادیدین قدیمیهای ماوبزرگترهامون وقتی میخوان ازچیزی یاکسی تعریف کنن طبق عادت میزنن به چوب...میگن:بزنم به تخته...میدونین اصلا اوناچرااینکارروانجام میدن؟؟؟ بزنم به تخته یعنی چی؟؟؟

در دنیای بی انتها وپیچیده ی متافیزیک "چوب" مانعی به حساب میادبرای گرفتن انرژی منفی...درواقع مابا"به چوب زدن"انرژی منفی یا دراصطلاح عامیانه همون شوری چشم روبه چوب منتقل میکنیم.

کسانیکه در رشته عرفان که همان بالاترین و والاترین رشته ی متافیزیک است هستندمیگن: برای جلوگیری از چشم از چوب استفاده کنید. بصورت گردنبند یا بصورت دستبند. قربونش برم تو خونه هر مسلمون که یک بار هم مکه رفته تسبیح چوبی پیدا میشه چون یکی ازسوغات های مکه تسبیح چوب است. شما میتونید همونو به صورت گردنبند یا دستبندش کنید وازش استفاده کنید.وقتیکه همیشه یه دستبندچوبی یه همراه داشته باشیدانرژی های منفی سرگردان درفضاکمتربه شمامنتقل میشه...

وحالا یه راه برای رفع انرژی منفی: وضو گرفتن...

"من کاری به دین شما ندارم عیسی به دین خود موسی به دین خودوحتی کسانی که هیچ دینی روقبول ندارن

متافیزیک برای همه است.همه ی ادیان قبولش دارن.متافیزیک هیچ ربطی به دین نداره...متافیزیک هیچ کاری به دین نداره...

برگردیم به بحث خودمون:رفع انرژی منفی ازطریق وضوگرفتن...کاری به جنبه ی مذهبی وضوگرفتن دردین اسلام ندارم.درواقع وضوگرفتن یه فلسفه ی خاصی برای خودش داره که اصلاربطی به دین ومذهب نداره وتعریفی ازدنیای تودرتوی متافیزیکه...بااینکارشما انرژی منفی رو دفع میکنید... به چه صورت؟؟؟

آب یکی از پاک ترین ومقدس ترین منابع موجود روی کره خاکیست که با استفاده از آن شما دفع انرژی منفی میکنیدوانرژی مثبت وپاکی آب روبه درون وجودخودتون منتقل میکنید...

کف دستان شما چاکراست هنگام شستن دست انرژی منفی رو تخلیه میکنید بعد نوبت به شستن صورت میرسه.بازهم بالای پیشانی شما یک چاکراست که شما باریختن آب ازبالای صورت به سمت پائین تخلیه انرژی منفی میکنید نوبت شستن دستها میرسد آقایان روی آرنج چاکرا دارن و خانومها پشت آرنج که شما با شستن آن به صورت وارونه یعنی ریختن آب ازبالای آرنج به سمت پایین دفع انرژی منفی میکنید نوبت به شستن چاکرای هفت که همان مسح سر است میرسد.وبازهمان عمل برعکس.یعنی ازسمت فرق سربه پایین...اگه دقت کرده باشین هنگام وضوگرفتن تنهاجایی که ازپایین به بالاشسته میشه مسح پاست.شماازنقطه ی انگشت شست پادست خودرابه سمت بالامیکشید.چرا؟؟؟تنها جاییکه انرژی مثبتو به بدن برمیگردونید مسح پا میباشد...جالبه.نه؟؟؟درتمام مراحل وضوگرفتن باهفت چاکرای بدن سروکارداریم.درتمام مراحل ازتمام چاکراهابه وسیله ی آب که منبع پاکی وقداسته انرژی های منفی بدن روبه سمت خارج دفع کرده ودرمرحله ی آخروضوگرفتن انرژی مثبت روواردبدن میکنیم...

وضوگرفتن علاوه براینکه یکی ازراه های دفع انرژی منفی وجذب انرژی مثبت است باعث آرامش انسان هم میشه...مثلا هروقت که سردردهستید...عصبی هستیدویااحساس میکنیدکه روحتان سنگین شده وضوبگیرید.اینکاربه شماآرامش میده.حالادرپست های بعدی توضیحات بیشتری دراین موردخواهم داد...

درهرصورت اگه سوالی درباره ی مواردی که نوشتم داریددرقسمت نظرات پاسخگوی شماهستم.

ادامه دارد....

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

شناخت اولیه ی متافیزیک به زبان عامیانه...

سلام :

میخوام به صورت ساده و عامیانه باهاتون حرف بزنم و در خصوص سنگ و سنگ درمانی چیزهایی روکه میدونم با شما در میان بزارم و اگر تونستم کمکی باشم.

شما تا امروز پیش خودتون فکر کردین که متافیزیک چیست یا مرتاضهای هندی چطور روی میخ میخوابن یا رو آتیش راه میرن؟

شما هم میتونید این کارها رو انجام دهید.اگر ما خودمونو دسته کم نگیریم همه کار از ما برمیاد زمانی که شما یوگا یا مدیتیشن کار میکنید میخواهید ذهن خود را آزاد و آروم کنید. به چه صورت: شما روی زمین نشسته بصورت بقول معروف چهارزانو و انگشتان دست خود را بمنظور اینکه چرخه رو ببندید انجام میدهید. یوگا کارها و مدیت کارها با استفاده از نور سفید انجام میدهند به چه صورت:انرژی منفی خود را به شمع و انرژی مثبت شمع که همان نور سفید هست رومیگیرن...

ولی در سنگ درمانی شما انرژی خود را از سنگ میگیرید.نمیخواهم الان وارد این مقوله بشم باشه برای بعد...

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |